محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3032
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گفت : « خبردار كه سوى جهنم مىروى . » گفت : « هرگز ، سوى پروردگار رحيم و توبه پذير و درخور اطاعت مىروم . » آنگاه گفت : « اين كيست ؟ » يارانش گفتند : « ابن حوزه . » گفت : « پروردگارا او را به حوزه آتش ببر . » گويد : اسبش او را به طرف جويى برد كه در آن افتاد و پايش در ركاب بماند و سرش به زمين افتاد و اسب روان بود و او را مىبرد و سرش به سنگها و درختها مىخورد تا جان بداد . به گفتهء سويد بن حيه اسب عبد الله بن حوزه بيفتاد و پاى چپش در ركاب ماند و پاى راست بيرون ماند و جدا شد و اسب تاخت آورد و سرش را به سنگها و تنهء درختها مىزد تا جان داد . مسروق بن وائل حضر مىگويد : من جزو نخستين سوارانى بودم كه سوى حسين روان شدند ، با خودم گفتم : « جزو جلوتريها بروم شايد سر حسين را به دست آرم و به سبب آن به نزد ابن زياد منزلتى بيابم . » گويد : چون پيش حسين رسيديم ، يكى از جماعت به نام ابن حوزه پيش رفت و گفت : « حسين ميان شماست ؟ » گويد : حسين خاموش ماند و ابن حوزه بار دوم اين سخن را گفت ، حسين همچنان خاموش ماند و چون بار سوم بگفت ، گفت : « به او بگوييد : بله ، اين حسين است چه مىخواهى ؟ » گفت : « اى حسين ، خبردار كه سوى جهنم مىروى . » گفت : « هرگز ، سوى پروردگار رحيم و توبه پذير و درخور اطاعت مىروم . » آنگاه گفت : « تو كيستى ؟ » گفت : « ابن حوزه . »